غریب

 

 

یاد کن بعد از من...

 اگر روزی بغض گلویت را فشرد

 پای احساست ا گر بر سنگ خورد

 یا ا گر یک روز دستان تو هم گرمی دست کسی

 را در میان خود ندید و ندر آن هنگام تلخ که فضای

 سینه ات جز آه آتشناک چیزی را نمی داد گذر...

یادی از این عاشق افسرده کن

بعد از من....

 روزی اگر زین کوچه ها، دختر تنهایی گذشت

درنگاه او اگر برق نیاز،کمرش خمیده بود...

یادی از این خسته ی دل مرده کن .

 

پری

 

من فریاد کردم کسی جز خودم گوش نبود ...