سلام ...
زین پس آرام میگیرم
و درد خویش جز با دل خو به کس نخواهم گفت
دیگر سخن نمیگویم
لب به خاموشی میسپارم
و ره خود پیش میگیرم
با غمها و بدبختی ها دوست خواهم شد
و درد اشتیاق با تو بودن را
بسختی در وجودم خوام کشت
من میروم سوی ره خویش
تا مبتلا نسازم تو را به درد خویش
اشک خواهم ریخت از فراقت
و گویم این اشک شوق است از خوشبختی کنونی ام
آه ها میکشم از دل
و به دروغ میگویم
راه گلویم را فراوانی ذوق گرفته است
وای نمیدانم بر من چه خواهد گذشت
من از درد به بیداد نریسیدم
حق نداشتم برسم
سلام آرزوی من
نمیدونم چرا دلتنگی ولی من هر وقت به اینجا سر میزنم دلتنگیم به آخر میرسه!!
کاشکی میشد منم دلتنگی تو رو از میان بردارم
به امید ان روز ...
خوش باشی
سلام آرزوی من
هر وقت به اینجا می یام دلتنگیهام کم می شه
مخصوصا با آهنگی که داری خیلی اخت شدم
به امید روزی که بتونم دلتنگی تو رو کم کنم
سلام آرزوی من
هر وقت به اینجا می یام دلتنگیهام کم می شه
مخصوصا با آهنگی که داری خیلی اخت شدم
به امید روزی که بتونم دلتنگی تو رو کم کنم
سلام آرزوی من
هر وقت به اینجا می یام دلتنگیهام کم می شه
مخصوصا با آهنگی که داری خیلی اخت شدم
به امید روزی که بتونم دلتنگی تو رو کم کنم