ترا صدا میکنم از خزان بى پایان
ترا صدا میکنم از قلب کوچه هاى سرد
ترا که شبنم گلبرگ ها بودى
ترا که نسیم نوازشگر
که ماهتاب شبان بى ستاره ام بودى...
ترا صدا میکنم ای عشق
از شبى که بى فرداست
از آستانه ى زمستانى
که بى بهار و بى گرماست.
بال و پر ها را
صداى باد ها ، بر خاک میریزد...
آه ! پاییز است .
قلب من ،
چشم انتظار نورى از صبح شهامت
می کشد فریادها از پشت دیوار
از پس درهاى بسته...